English |  فارسی |  Русский  
صفحه اول
مقصر کیست؟
روسیه طالبان را از فهرست سیاه خارج میسازد
یورش طالبان به غزنی در گرماگرم مذاکرات صلح
نظام پدرمیراثی در سایۀ لیبرال دموکراسی
هراس از برپایی انتخابات شفاف و عادلانه
انتقاد از نجات و بدرقۀ داعش در جوزجان
داعش؛ افول در شمال، احیا در شرق
اقلیت هندو و سک افغانستان را ترک می‌کند
بی‌همتایی اشرف‌غنی در عوام‌فریبی
ائتلاف بزرگ افغانستان با شعار تسخیر ارگ روی صحنه آمد
دوستم با کوله‌باری از درس و عبرت برگشت
"کاکا" را به‌خانۀ سالمندان بفرستید
افغانستان؛ از تحریم تا مهندسی انتخابات
برنده و بازندۀ مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان
برخورد ارباب - رعیتی در سایۀ اتحاد استراتژیک
آیا عربستان از طالبان روی گردانده است؟
ائتلاف نجات در منجلاب
تردید در ماهیت طالبان
آشوب در قلمرو دوستم
رفتار «انتقام‌جویانه»ی اشرف‌غنی با هزاره‌ها
غزنی؛ زخم ناسور انتخابات افغانستان
امید های برخاسته از سه روز آتش بس
کابینۀ مستعفی
اجرای طرح وزیرستان‌سازی شمال افغانستان
صلح با طالبان؛ غیبت مردم، نگرانی منطقه
پرچم طالبان بر فراز پایتخت افغانستان
شکل‌گیری همگرایی منطقه‌یی با محور افغانستان
رهبران شانگهای از پروسۀ صلح و آتش بس حمایت کردند
از طرح صلح تا آتش‌بس یکجانبه
علایم تکرار انتخابات غم‌انگیز 2014
  صفحه اول/
نظام پدرمیراثی در سایۀ لیبرال دموکراسی
/11.8.2018
نظام پدرمیراثی در سایۀ لیبرال دموکراسی
نویسنده: میرویس قادری
قدرت و سیاست در افغانستان میراثی شده است. بسیاری از رهبران سیاسی افغانستان، فراتر از چهار دیواری خانۀ شان نمی‌اندیشند. کمک‌های بی‌حساب کشورهای خارجی نوعی لجام گسیختگی اقتصادی و سیاسی را به وجود آورده است. رهبران سیاسی به دستگاه دولتی به عنوان یک بنگاه تجاری می‌نگرند. به محض قرارگرفتن فردی در رأس نهادهای دولتی، قدرت و ثروت او تضمین می‌شود و جایگاه اجتماعی و اقتصادی‌اش عوض می‌گردد. افغانستان در هفده سال گذشته در جمع چهار فاسدترین کشورهای جهان قرار داشته است.

کمک‌های میلیارد دالری جامعۀ جهانی در راستای بازسازی و توسعۀ اقتصادی به مصرف نرسیده است. بلکه شمار معدودی از زورمندان، تفنگ‌سالاران و مسوولان دولتی، دارایی عامه را به جیب‌زده و در دوبی، ترکیه، کانادا، امریکا و انگلیس سرمایه‌گذاری کرده‌اند. غنایم دولتی، سطح زندگی سیاسیون رده‌نخست را متحول ساخته است. کاروان موترهای ضدگلوله و خانه‌های مجلل رهبران، گویای فساد گسترده در یک جامعۀ به شدت فقیر، تهی‌دست، مظلوم و وابسته به جامعۀ جهانی است. رهبران سیاسی به قیمت بدبختی یک ملت به آرگاه و بارگاه دست یافته‌اند. بربنیاد آمارهای نهادهای بین‌المللی، در حال حاضر 58 درصد مردم افغانستان زیر خط فقر قرار دارند؛ اما نحوۀ زندگی رهبران سیاسی کاملاً با شرایط حاکم در کشور متفاوت است. برخی چهره‌های سیاسی به گونه‌یی می‌پوشند و رفتار می‌کنند که انگار رهبر یکی از کشورهای آنگلوساکسون باشند!

بدتر از این‌ها، نظام پدر میراثی بدترین سناریویی است که در برابر افغانستان قرار دارد. در زیر چتر دموکراسی و انتخابات، مصلحت سیاسی و قومی، موقعیت آدم‌ها را مشخص می‌سازد. آینده از فرزندان رهبران کنونی افغانستان است؛ نه از آنانی‌که زحمت کشیدند، درس خواندند و آرام ننشستند.

به محض درگذشت رهبران سیاسی و یا کناررفتن‌شان از صحنه، فرزندان‌شان روی صحنه می‌آیند. به گونۀ نمونه به تصامیم تازۀ شماری از چهره‌های سیاسی اشاره می‌شود.

محمد محقق، معاون دوم ریاست اجرایی و رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، دو تن از فرزندانش را وارد کاروزار سیاسی ساخته است. یکی از پسران آقای محقق از کابل و دیگری از بلخ در مجلس نمایندگان نامزد هستند. به دلیل نفوذ و پایگاه آقای محقق، احتمالا هر دو پسر او به مجلس راه یابند. این درحالی است که محقق مدعی رهبری یک حزب سیاسی است. یعنی در حزب آقای محقق هیچ چهرۀ شایسته نبوده که نامزد مجلس شود!

عبدرب الرسول سیاف، رهبر حزب دعوت و از رهبران جهادی افغانستان نیز فرزندش را نامزد مجلس نمایندگان ساخته است. فرزند سیاف هم شاید به مجلس راه بیابد. فرزند ارشد سیاف آماده می‌شود که در سال‌های پیش رو جای پدر را پر کند.

جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری افغانستان هم رهبری حزب جنبش ملی را به باتور پسرش واگذار کرده است. دختر آقای دوستم نیز نامزد انتخابات پارلمانی از ولایت جوزجان است. بدون شک دختر دوستم به مجلس راه می‌یابد.

گلبدین حکمتیار هم تصمیم دارد که فرزندش در آیندۀ نزدیک رهبری حزب اسلامی را بر عهده گیرد. در ملاقات‌ها و دیدارهای حکمتیار با دیگر چهره‌های سیاسی و مقامات خارجی فرزندش او را همراهی می‌کند. بلندپروازی‌های حبیب‌الرحمن حکمتیار باعث خشم و ناراحتی جمعی از سران حزب اسلامی شده است.

عطا محمد نور رییس اجرایی جمعیت اسلامی نیز بدش نمی‌آید که فرزندان تازه جوانش در آیندۀ نزدیک نقشی در سیاست افغانستان داشته باشند. فرزندان آقای نور او را در برخی نشست‌های سیاسی و دیدارها همراهی می‌کنند.

پس از مرگ برهان‌الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی، فرزندش صلاح‌الدین ربانی رهبری حزب را به دست گرفت. آقای ربانی امروزه به یکی از چهره‌های شاخص سیاسی مبدل شده و در کرسی وزارت خارجه تکیه زده است.

پس از ترور احمدشاه مسعود فرمانده نامدار جهادی و از چهره‌های تأثیرگذار در چهار دهۀ پسین، برادران او روی صحنه آمدند. برادران فرمانده مسعود نتوانسته‌اند کار خاصی را از پیش ببرند. حالا فرزند احمدشاه مسعود آماده می‌شود که جای پدر را پر کند!

پس از درگذشت مارشال محمد قسیم فهیم معاون پیشین ریاست جمهوری فرزند ارشد او روی صحنه آمد. ادیب فهیم اکنون سمت معاونیت امنیت ملی افغانستان را بر عهده دارد.

پس از کشته‌شدن فرماندهان جهادی نیز فرزندان آن‌ها جانشین‌شان شده‌اند. به گونۀ مثال می‌توان از فرزند مطلب‌بیک، فرزند احمدخان سمنگانی، فرزند داوود داوود، فرزند مولانا سیدخیلی، برادر سیدمصطفی کاظمی، فرزند سیدحسین انوری و ... نام برد.

در واقع، در افغانستان نوعی نظام شاهی ناننوشته حاکم است. مقامات سیاسی و رهبران پس از بازنشستگی و درگذشت، ولیعهد و جانشین تعیین می‌کنند!

این وضعیت بحث شایسته‌سالاری، اهلیت و ظرفیت را تحت شعاع قرار داده است. آدم‌ها بر اساس توانایی، تجربه و کارآیی‌شان در سمت‌های دولتی قرار نمی‌گیرند. بل‌که جایگاه پدر و خانواده تعیین می‌کند که در چه موقعیتی قرار بگیرید. در چنین شرایطی فرصت از طبقۀ متوسط و قشر پایین جامعه گرفته شده است.
فارسی.رو
ارسال اين صفحه به دوستتان
برای چاپ
صفحه اول
اخبار
روسيه و افغانستان
افغانها مقيم روسيه
معرفی چهره ها
آسيای مرکزی
از منابع روسي
مصاحبه
عکس ها
Google

RSS

matlab@farsi.ru








© 2003-2007 نشريهء آزاد افغانی
كليه حقوق اين سايت متعلق به «افغانستان.رو» ميباشد
نظرات نویسندگان مقالات ممکن است مغایر با موضع اداره سايت باشد
استفاده از مطالب سايت با ذکر ماخذ آزاد است.
--2.1--