English |  فارسی |  Русский  
صفحه اول
ارگ و پیاده‌سازی آخرین نظریه‌های قومی
آیا توافق صلح نزدیک است؟
گامی دیگر در راستای تمدید کار حکومت وحدت ملی
ضلعی از کابینۀ افغانستان خلاف قانون توسط سرپرستان اداره می‌شود
سکوت ننگین در برابر تلفات غیرنظامیان
آیا کار حوزۀ جهاد و مقاومت تمام است؟
تیم مذاکره‌کنندۀ غنی؛ استهزای طالبان و مخالفت جریان‌های سیاسی
راهبرد غنی؛ سرکوب اقوام برای بسیج‌سازی پشتون‌ها
کمک بشردوستانۀ یک نهاد خیرۀ روسی به مردم افغانستان
کنفرانس ژینوا؛ یک هیأت، دو آجندا
پایان یک مأموریت ناکام
دست بالای پاکستان در میادین جنگ و صلح افغانستان
جمعیت اسلامی "King Maker " سال 2019 خواهد بود؟
دو دلی کابل از برگشت خلیل‌زاد به 2001
نشست ماسکو، میدان مانور طالبان
سخنگوی ایتلاف ملی بزرگ افغانستان: آماده‌گی ویژه برای مذاکرات رسمی با طالبان داریم
اوضاع بحرانی در هزاره‌جات صدها تن در برابر ارگ دست به اعتراض زدند
نا امن‌سازی هزاره‌جات، استراتژی انتخاباتی است
هیأت طالبان در مسکو: حاضر به مذاکره با احزاب و جریان‌های سیاسی هستیم
توافق‌نامه‌های سیاسی و بی‌اعتمادی در جامعۀ سیاسی افغانستان
سران امنیتی افغانستان؛ از خطر برکناری تا دریافت مدال
چرا کابل از شرکت در نشست مسکو خودداری می‌کند؟
گسترش قلمرو طالبان در گرماگرم گفت‌وگوهای صلح
آغاز مانورهای انتخابات 2019 افغانستان
"بدون نقش روسیه، چین و ایران، گفت‌وگوهای صلح افغانستان نتیجه نخواهد داد"
کابل سفیر جدیدی به مسکو معرفی کرد
نشست صلح مسکو اوایل نوامبر برگزار می‌شود
ترور جنرال رازق؛ اضطراب امریکا، ترس کابل و نگرانی اسلام‌آباد
انتخاباتی پارلمانی افغانستان در سایۀ بحران امنیتی و ناکارایی مدیریتی
ترور “مسعود ثانی”
  صفحه اول/
فراگیرشدن مباحث هویتی- قومی در افغانستان
/13.1.2018
فراگیرشدن مباحث هویتی- قومی در افغانستان
نویسنده: آنیتا احمدی
فغانستان که دستت‎کم از دو صد سال بدین‌سو با منازعات قبیله‎یی، قومی و تباری دست‎وپنجه نرم کرده، در روزهای پسین بیشتر از هر زمانی، شاهد افزایش منازعات قومی، گروهی، تباری، زبانی و سمتی بوده است.

حاکمان ستمگر و تمامیت‌خواه با استفاده از قوۀ قهریه و قدرت سیاسی و نظامی، پیوسته تلاش ورزیده‎اند که ساختار اجتماعی، سیاسی و جغرافیایی افغانستان را به گونه‎یی تنظیم نمایند که از یک‌سو قدرت مطلقۀ قومی- خانواده‎گی و قبیله‎یی‌شان را تضمین کنند و از سوی دیگر، عقده‌های نژادپرستانه و تباری‌شان را اشباع نمایند.

منازعات قومی در تاریخ افغانستان، بسیار نامرئی و مستور بوده و کمتر در متن جامعۀ این کشور ملموس واقع شده است. حتا در دورۀ پس از قدرت داکتر نجیب‌الله، افغانستان شاهد جنگ قومی داخلی نیز بوده است. اما هیچ یک از طرف‎های درگیر، بر قومی و تباری‌بودن جنگ معترف نبودند. اما در یک‌ونیم دهۀ پسین، درگیری‌های تباری- قومی به‌گونۀ روزافزون تشدید شده است.

عمده‌ترین دلیل چاق‌شدن قوم‎‏گرایی بحث مشارکت در قدرت سیاسی بوده است. اساس‌گذاران نظام جدید(2001) ظاهراً دم از مردم‏‎سالاری و کثرت‎گرایی می‎زدند؛ اما در عمل با قومی‌سازی ساختار قدرت و درجه‌بندی اقوام، بزرگترین ضربه را بر پیکر دموکراسی و نظام سیاسی افغانستان وارد کردند. قوم‌گرایی ساختارمند گردید و در بدنۀ دستگاه بروکراسی به رسمیت شناخته شد. تاجایی‌که بعدها حتا صفوف ارتش و نیروهای امنیتی نیز قومی گردید.

در این مدت، انحصار قدرت و برخوردهای تباری رهبران افغانستان، بحران قومی- اجتماعی را فراگیر ساخت.

در کنار این، برگزاری سه دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در سال‎های 2004، 2009 و 2014 میلادی، در تقسیم‏‎بندی و صف‎کشی‎های قومی تأثیر قابل ملاحظه داشته است. در واقع، انتخابات در نبود بسترهای اجتماعی- فرهنگی و فقدان احزاب نیرومند سیاسی، بزرگترین آسیب را بر وحدت و انسجام جامعۀ افغانستان وارد کرده است. هر یک از اقوام افغانستان در انتخابات‎های پسین از یک نامزد و چهرۀ سیاسی حمایت و پشتیبانی کرده‏اند. انتخابات پسین ریاست جمهوری، جامعۀ افغانستان را تا مرز یک جنگ قومی داخلی ویرانگر پیش برد. اما در نتیجۀ فشارهای بین‌المللی از جنگ و خشونت جلوگیری صورت گرفت.

جامعۀ بین‌المللی یک ساختار معیوب و ناقص سیاسی را در افغانستان روی کار آورده است. این ساختار ناقص که از قانون اساسی جدید این کشور ریشه می‎گیرد، سبب شده است که قطب‌بندی‏های گروهی- اجتماعی در آستانۀ انتخابات افزایش یابد. ساختار کنونی طوری تنظیم شده است که بسیاری از اقوام و گروه‎‏های قومی خود را از حکومت و نظام به دور می‎بینند. به جای احزاب و تشکلات سیاسی، نقش افراد و شخصیت‎ها برجسته ساخته شده است. به همین دلیل، با برپایی هر بار انتخابات احتمال جنگ، کشمکش و خشونت وجود دارد. قوانین نافذۀ این کشور راهکار سازنده‌یی را برای مشارکت سیاسی شهروندان در قدرت سیاسی پیش‌بینی نکرده است.

بخش قابل توجهی از منازعات ریشه در تقابل و زدوبندهای هویتی داشته است. یکی از عمده‎ترین دلایل تشدید اختلافات قومی، تلاش سازمان‌یافتۀ حلقات مشخص حکومتی در راستای تعمیم بخشیدن هویت یک گروه اجتماعی مشخص بر گروه‌های دیگر خوانده شده است. افغانستان متشکل ده‌ها گروه قومی و تباری است. اما حاکمان این کشور در طول تاریخ تلاش ورزیده‎اند یک هویت واحد و مشخص فرهنگی- اجتماعی را که برگرفته از تاریخ و ارزش‎های یک قوم مشخص می‌باشد، به عنوان هویت ملی بر گروه‎های دیگر نژادی- قومی تحمیل کنند. چنین تلاشی از گذشته‎های دور وجود داشته است؛ اما شهروندان به درجه‌یی از آگاهی نرسیده بودند که در برابر این برنامۀ سازمان‌یافته مقاومت و ایستاده‌گی نمایند و یا حداقل اعتراض داشته باشند.

اما تحولات پسین سبب شده است که مباحث هویتی در افغانستان رنگ‌وبوی تازه گیرد.

به گونۀ نمونه، دولت افغانستان از چند سال بدین‌سو برنامۀ توزیع شناسنامه‎های برقی را روی دست گرفته است. شهروندان این کشور اکنون دارای شناسنامه‎های کاغذی هستند که از هیچ اعتباری برخوردار نیست. اما برنامۀ توزیع شناسنامه به منازعۀ کلان اجتماعی- سیاسی مبدل شده است. بحث گنجانیدن واژۀ «افغان» در شناسنامه‌‎، این پروسۀ بزرگ ملی و حیاتی را به تأخیر و ناکامی مواجه ساخته است.

موافقان واژۀ افغان مدعی هستند که بر بنیاد قانون اساسی باید در شناسنامه‎های برقی این کلمه درج شود و افغان دلالت به هویت همۀ شهروندان افغانستان می‎کند. اما مخالفان، مدعی هستند که افغان مساوی به پشتون است و اشرف‌غنی و حلقۀ قومی دور و بر او، تلاش دارند این واژه را بر شهروندان دیگر افغانستان تحمیل نمایند. چنان‌چه سه سال پیش، قانون ثبت احوال نفوس از مجلس نمایندگان پاس شد و به توشیح رییس‌جمهور رسید و در جریدۀ رسمی دولتی چاپ گردید. اما گروهی از شهروندان پشتون‎تبار، به دلیل درج نشدن واژۀ افغان در شناسنامه‎ها، با این قانون مخالفت کرده و رییس‌جمهور را واداشتند تا پروسۀ طی‌شده را برگرداند.

این درحالی بود که همۀ مراحل تخنیکی- قانونی پروسه طی شده بود و قرار بود توزیع شناسنامه به زودی آغاز شود. توزیع شناسنامه‎های برقی یکی از مواد عمدۀ توافق نامۀ سیاسی تشکیل حکومت وحدت ملی نیز می‏باشد.

آقای غنی تحت فشار «افراطیون قومی»، قانون نافذ را با تعدیلاتی باردیگر به مجلس فرستاد و خواهان درج واژۀ افغان در شناسنامه‎های برقی شد. این اقدام، موجی از درگیری‎های قومی را در شورای ملی افغانستان و در میان شهروندان این کشور شکل داد. اعضای مجلس نمایندگان با درج واژۀ افغان در شناسنامه‏ها مخالفت کرده و اما مجلس سنا با آن موافقت نمود.

بسیاری از مردم به دور از بحث روی واژه‏ها بر اهمیت داشتن شناسنامه‎های الکترونیک تأکید می‎کنند و باور دارند که نباید درگیری بر سر واژه‎ها این پروسۀ مهم و سرنوشت‌ساز ملی را به تأخیر و ناکامی مواجه سازد.آ‌‌ن‌ها معتقد هستند که حکومت افغانستان به دلایل زیاد علاقمند توزیع شناسنامه‏های برقی نیست و بنابراین بهانه‌ها را باید از میان برداشت.

به باور این دسته از مردم، با توزیع شناسنامه‌های برقی، آمار رسمی نفوس افغانستان با تفکیک کمیت اقوام روشن می‎شود؛ از تقلب در انتخابات جلوگیری صورت می‎گیرد؛ میزان جرایم جنایی، اقدامات تروریستی و قانون‌شکنی کاهش می‎یابد. اما آگاهان معتقد هستند که حکومت نگران است که با شروع روند توزیع شناسنامه برخی از اقوام تذکره خواهند و برخی دیگر به دلایل فرهنگی از گرفتن تذکره خودداری خواهند کرد. اما حکومت چنین چیزی را نمی‌خواهد. آنها معتقد هستند که حکومت افغانستان حاضر نیست که ارقام خودساختۀ تاریخی برهم خورد و بسیاری از مناسبات حاکم تغییر نماید. به همین دلیل، با ترفندهای مختلف تلاش می‎ورزند که از توزیع تذکره جلوگیری نمایند.
فارسی.رو
ارسال اين صفحه به دوستتان
برای چاپ
صفحه اول
اخبار
روسيه و افغانستان
افغانها مقيم روسيه
معرفی چهره ها
آسيای مرکزی
از منابع روسي
مصاحبه
عکس ها
Google

RSS

matlab@farsi.ru








© 2003-2007 نشريهء آزاد افغانی
كليه حقوق اين سايت متعلق به «افغانستان.رو» ميباشد
نظرات نویسندگان مقالات ممکن است مغایر با موضع اداره سايت باشد
استفاده از مطالب سايت با ذکر ماخذ آزاد است.
--2.1--