English |  فارسی |  Русский  
صفحه اول
ائتلاف نجات در منجلاب
تردید در ماهیت طالبان
آشوب در قلمرو دوستم
رفتار «انتقام‌جویانه»ی اشرف‌غنی با هزاره‌ها
غزنی؛ زخم ناسور انتخابات افغانستان
امید های برخاسته از سه روز آتش بس
کابینۀ مستعفی
اجرای طرح وزیرستان‌سازی شمال افغانستان
صلح با طالبان؛ غیبت مردم، نگرانی منطقه
پرچم طالبان بر فراز پایتخت افغانستان
شکل‌گیری همگرایی منطقه‌یی با محور افغانستان
رهبران شانگهای از پروسۀ صلح و آتش بس حمایت کردند
از طرح صلح تا آتش‌بس یکجانبه
علایم تکرار انتخابات غم‌انگیز 2014
مبارزۀ معکوس با مواد مخدر در افغانستان
تقلای دولت افغانستان برای مشروعیت‌زدایی از گروه‌های جنگجو
چگونه یک مسیحی- لبنانی، پشتون- مسلمان شد؟
آیا «حکومت وحدت ملی» پایان یافته است؟
دلایل عدم برگزاری انتخابات در افغانستان
جنگ طالبان و داعش بر سر معادن
تلاش‌ها برای تصفیۀ نهادهای امنیتی از وجود نیروهای وابسته به مجاهدین
برخی اعضای مجلس سنا: پیمان امنیتی با امریکا باید لغو شود
امریکا در افغانستان؛ از پیمان ناکام تا استراتژی بدفرجام
بدترین روزهای افغانستان پس از یازدهم سپتمبر
رییس اجرایی: نیروهای امنیتی را به کشتار می‌فرستیم
نماینده پارلمان افغانستان: کشورهای منطقه بر سر ختم جنگ با امریکا گفت‌وگو کنند
نزاع کم‌پیشینۀ قومی در مجلس افغانستان
عبدالله، غنی را «دروغ‌گو و عوام‌فریب» خواند
سه روایتِ حاکم دربارۀ شاخۀ خراسان داعش
10 ثور، بدترین روز در تاریخ رسانه‌های افغانستان
  صفحه اول/
انفجار خونین و نشست بین المللی پروسۀ کابل
/7.6.2017
انفجار خونین و نشست بین المللی پروسۀ کابل

وحید «مژده»

نظر نویسنده مقاله ممکن است مغایر موضع سایت افغانستان.رو باشد.

انفجار مهیب یک بمب در چهاراهی زنبق در 10 جوزا به کشته و مجروح شدن صدها تن از هموطنان بیدفاع ما انجامید. این جنایت علیه بشریت را مقامات امنیتی کشور به شبکۀ حقانی نسبت دادند اما نوعیت این انفجار آنهم در یکی از مناطق از نظر امنیتی بشدت حفاظت شده سوالات زیادی را به میان آورد که به تظاهرات انجامید. تظاهرات به خشونت کشیده شد و در اثر فیر نیروهای امنیتی، تعداد دیگری کشته و مجروح شدند.

در شرایطی چنین حساس که باید نیروهای امنیتی بشدت متوجه امنیت می بودند، در مراسم به خاک سپاری سالم ایزدیار پسر معاون سنا، سه انتحاری به نمازگران جنازه حمله بردند و بازهم عده ای را کشتند و مجروح کردند.

انفجار بمب توسط تروریست ها در 10 جوزا نه تنها تلفات جانی و زیان های بزرگ مالی از خود بر جا نهاد بلکه بزرگترین ضربه را بر وحدت ملی میان افغانها وارد آورد. تظاهراتی که قرار بود علیه تروریسم و حامیان این پدیدۀ شوم صورت گیرد، بسرعت رنگ قومی به خود گرفت و شبکه های اجتماعی پر از فحش و دشنام هایی شد که کسانی به حمایت از یک قوم و جمعی به دفاع از قوم دیگر نثار همدیگر کردند.

تظاهر کنندگان مطالبات بزرگی را عنوان کردند که در قدم نخست باید رئیس جمهور و رئیس اجرائیه از سمت های خویش استعفا بدهند و سپس یک حکومت موقت تشکیل گردد، سران سکتور های امنیتی نیز از وظایف شان برکنار و حتی محاکمه شوند که این مطالبات به تلاش در جهت کودتا از جانب یک قوم تعبیر شد.

این تجربه در کشور ما بار بار تکرار شده که هر حرکتی هرچند مدنی، تا سر برآورده، به سرعت رنگ وبوی قومی به خود گرفته است. بنابراین لازم بود تا تظاهر کنندگان این تجربۀ تلخ را در نظر می داشتند و قبل از مطرح کردن هر خواستی، در جهت جلب حمایت همه اقوام تلاش می کردند اما چنین نشد. در نتیجه حتی کسانی که از اشرف غنی و حکومت وحدت ملی دل خوش نداشتند، نگران شدند و به حمایت از این حکومت برخاستند.

اما شکی نیست که اکثریت مردم به حکومت بی باور اند. یک دلیل این بی اعتمادی به حکومت وحدت ملی ابهاماتی است که از وقایع گذشته در ذهن ها به جا مانده است. مثلا هنوز جزئیات حمله به تظاهرات جنبش روشنایی و حمله به شفاخانۀ نظامی سردار محمد داود خان در هاله ای از ابهام پنهان است و نتیجۀ کار کمیسیونی که حکومت وحدت ملی برای تحقیق در این کار گماشته بود هرگز برملا نشد. وقتی حکومت در چنین موارد بسیار حساس که با امنیت جانی شهروندان رابطه دارد پنهان کاری می کند، بازار شایعات گرم می شود و هرکسی از ظن خود آبی در آسیاب شایعات می ریزد و به نگرانی های مردم می افزاید.

گفته شده که تانکری که بمب در آن جابجا شده بود ومنفجر شد، اجازه نامه از یکی از سفارت خانه های خارجی را داشته و به استناد آن نیروهای مستقر در محل به وی اجازۀ ورود داده اند. در این منطقه حدود ده سفارت خانه وجود دارد اما اینکه نام سفارتی که تانکر به آنجا رفته و سپس بیرون شده است افشا نمی شود، به گرمی بازار شایعات می افزاید.

هرچند حکومت شبکۀ حقانی را متهم به این حمله می کند اما طالبان هرگونه دست داشتن در این حمله را رد می کنند. طوری که می دانیم در تحریک طالبان، معاون بازوی اجرایی این گروه است. از آنجایی که سراج الدین حقانی معاون ملا هبت الله است، عنوان کردن شبکۀ حقانی به دست داشتن در این حمله سوال برانگیز است؛ چرا مقامات امنیتی به جای شبکۀ حقانی که جدا از طالبان نیست، از خود طالبان نام نمی برند؟ چه حکمتی در عقب این اتهام نهفته است؟

در حالیکه داعش مسئولیت این حمله را به عهده گرفته، نام نبردن از داعش و خاموشی در برابر این گروه نیز سوال برانگیز است. در این اواخر دو واقعۀ مهم در رابطه به داعش اتفاق افتاده که نباید با حملۀ تروریستی اخیر در کابل بی رابطه باشد؛ پرتاب بمب مادر توسط امریکا در ولسوالی اچین ولایت ننگرهار که گفته شد مواضع داعش را هدف قرار داده است و کشته شدن حسیب الله لوگری رهبر داعش در عملیات مشترک نیروهای خارجی و افغان.

آیا داعش با انفجار این بمب فوق العاده بزرگ، جوابی به پرتاب بمب مادر در اچین نداد؟ آیا این کار جوابی به کشته شدن رهبر شان نبود که شخص رئیس جمهور آنرا به عنوان یک دست آورد مهم در جنگ علیه تروریسم اعلام نمود؟

داعش با این کار، انتقام بمب پرتاب شده در اچین را از مردم غیرنظامی در کابل گرفت اما مقامات دست اندرکار در کابل برای اینکه احساسات خشم آگین مردم متوجه امریکا نشود، تلاش کردند تا این مسئله پنهان نگهداشته شده و شبکۀ حقانی متهم اصلی به شمار آید.

**

انفجار این بمب اختلافات میان حکومت وحدت ملی را افزایش داد و حتی صلاح الدین ربانی مشروعیت حکومتی را خود وزیر خارجۀ آنست زیر سوال برد. در چنین اوضاع، روز سه شنبه 5 جون کابل شاهد نشستی با شرکت نمایندگان بیش از بیست کشور و نهاد های بین المللی بود. این نشست به فاصلۀ چندروز از وقایعی خونینی برگزار گردید که از شهریان کابل صدها کشته و زخمی گرفت.

رئیس جمهور با تدویر این نشست در صدد بود تا در داخل مشروعیت حکومت خود را به رخ کسانی بکشد که به دلیل قفدان مشروعیت، از وی خواهان کناره گیری بودند و در خارج نیز به کشور های منطقه و جهان نشان دهد که بر اوضاع کاملا مسلط است.

این نشست به سلسلۀ نشست های بی ثمر پیشین که از سال 2009 آغاز شده است صورت گرفت و بیشتر به نوعی گزارش دهی از جانب اشرف غنی به شرکت کنندگان شباهت داشت. شرکت کنندگانی که اکثر شان دیپلومات های کشور های خارجی در کابل بودند و آنهایی هم که از خارج آمده بودند، مقامات بلندپایه نبودند. این نشست در فضای بشدت نظامی در کابل برگزار گردید و حتی در بعضی از مناطق این شهر از مردم خواسته شده بود که از خانه های خود بیرون نشوند. این نشست حکومت افغانستان را بیش از پیش در انظار جهانیان ضعیف و ناتوان نشان داد که بشدت درگیر اختلاف داخلی است.

در چنین فضایی اشرف غنی از طالبان خواست تا از آخرین فرصت استفاده کنند و به پروسۀ صلح بپیوندند و چنین فرصت دیگر در اختیار آنان نخواهد بود. سخنان اشرف غنی تازگی نداشت و همان پیش شرط های قبلی را نیز برای رسیدن به صلح تکرار کرد. طالبان در جواب حضور نیروهای خارجی در افغانستان را همچنان مانع اصلی فراراه صلح دانسته و به خواست رئیس جمهور غنی جواب منفی دادند.

مشخص نیست اکنون که طالبان به آخرین فرصت داده شده از جانب اشرف غنی جواب رد دادند، رئیس جمهور از چه گزینه ای استفاده خواهد کرد تا طالبان را به دلیل از دست دادن آخرین فرصت پشیمان سازد.
فارسی.رو
ارسال اين صفحه به دوستتان
برای چاپ
صفحه اول
اخبار
روسيه و افغانستان
افغانها مقيم روسيه
معرفی چهره ها
آسيای مرکزی
از منابع روسي
مصاحبه
عکس ها
Google

RSS

matlab@farsi.ru








© 2003-2007 نشريهء آزاد افغانی
كليه حقوق اين سايت متعلق به «افغانستان.رو» ميباشد
نظرات نویسندگان مقالات ممکن است مغایر با موضع اداره سايت باشد
استفاده از مطالب سايت با ذکر ماخذ آزاد است.
--2.1--